سيد علي اكبر قرشي

10

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

من به آنها برساند . آيا اين كلام جز سخن امام عليه السلام مىتواند باشد آيا مىشود گفت : آن ساخته شريف رضى است با آنكه دهها كتاب ديگر قبل و بعد از رضى آن را نقل كرده‌اند و تازه مرحوم رضى از جعل دروغ ( نعوذ باللهّ ) چه غرضى داشت آرى خود كلام شاهد صدق است كه از حلقوم امام صلوات اللّه عليه خارج شده است . 9 - يا آنجا كه دربارهء ناكثين ، قاسطين و مارقين فرمود : « و قد امرنى اللّه بقتال اهل البغى و النكث و الفساد فى الارض فاما الناكثون فقد قاتلت و اما القاسطون فقد جاهدت و امّا المارقة فقد دوخّت و امّا شيطان الردهة فقد كفيته بصعقة سمعت لها وجبة قلبه ورّجة صدره » خطبهء 192 ، 300 « شيطان ردهة » و شيطان گودال « ذو الثديه » است از خوارج كه در گودال نهروان افتاد و شرح حالش در « رده » آمده است . يعنى : خدا مرا ( توسّط رسولش ) امر فرموده به قتال اهل بغى و ظلم ( اهل شام و معاويه ) و بيعت شكنان ( اهل بصره ) و اهل فساد و خوارج امّا بيعت شكنان پس با آنها جنگيدم و با قاسطون و اهل شام نيز جنگيدم و بر مارقين و خوارج نيز پيروز شدم و اما شيطان گودال ، من از او كفايت شدم با صيحه‌ايكه از ان اضطراب قلبش و ارتعاش سينه‌اش شنيده شد . اين جز ، كلام مولا عليه السلام نمى شود باشد ، چه كسى نعوذ باللهّ آن را جعل كرده و به حضرت نسبت داده است قبل از رضى رحمه اللّه ده‌ها كتاب آن را ثبت و ضبط كرده و سيد رضى از آنها برداشت كرده است . 10 - و يا در آنجا كه فرموده : اگر بخواهم به هر يك از شما خبر مى دهم از آنجا كه بيرون آمده و به آنجا كه رفته است و از همهء كارهايش ولى مى ترسم درباره من به رسول خدا ( ص ) كافر شويد ، ولى من آنها را به خواصّى كه اهل آن باشند خواهم گفت . به خدائى كه او را به حق فرستاد جز حرف راست نمى گويم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله همهء آنها را به من گفته است ، از هلاكت كسى كه هلاك خواهد شد و از نجات كسى كه نجات خواهد يافت و از آخر اين كار به من خبر داده است و